هرگز درباره ی احساساتت سخن نگو اگر حقیقتن وجود نداره
هرگز دلی رو اسیر خودت نکن اگر می خوای بشکنیش
و هرگز نگو برای همیشه اگر جدا میشوی...
جنگ می یادو میره
اما سربازان من
جاودان خواهند
ماند
هر عزیزی که
منظورم را بداند
نظر یادش نرود
پیروزی غرور افرین شیران حزب ا... را به جهان اسلام و به شما تبریک
عرض می نمایم
حالا همه باهم
مرگ بر اسرایئل
مرگ بر امریکا
جوكستونه
مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.
اگه زندگی پر از رنج و غمه می شه زد رنگ دیگه به سر نوشت
زندگی جاده ای از قشنگیاست که پر از پستی یا بلندیاست
با نگاه سبزمون به زندگی بریم اونجا که دلا پز از صفاست
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه های مهتابست
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر به روی دفتر خویش
تن صدها ترانه می رقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه...گویی زدخمه دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
برلبم شعله های بوسه تو
می شکوفد چو لاله گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله راز
ناشناسی درون سینه من
پنچه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوییا بوی عود می آید
آه ... باور نمی کنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه آن دوچشم شور افکن
سوی من گرم ودلنشین باشد
بی گمان زان جهان رویایی
زهره بر من فکنده دیده عشق
می نویسم به روی دفتر خویش
(((جاودان باشی ای سپیده عشق)))
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar